آخرین عضو باند سارقان مدارس تهران بازداشت و به جرم خود اعتراف کرد. وی که سارق سابقهداری است، خانواده و پدرش که او را در دوران کودکی رها کرده، مقصر میداند. جوان آنلاین: چندی قبل مأموران یکی از کلانتریهای غرب تهران حین گشتزنی در یکی از پارکهای منطقه استحفاظی به رفتار دو مرد جوان مشکوک شدند.
بازداشت حین تقسیم وسایل سرقتی
مأموران احتمال دادند آنها سارق و قصد سرقت یا تقسیم اموال سرقتی را داشته باشند، بنابراین سه مرد را به صورت نامحسوس تحت نظر گرفتند. دو مرد مظنون بیخبر از اینکه پلیس در تعقیب آنهاست به گوشهای از پارک رفتند و تعدادی وسایل که زیر درختچهای مخفی کرده بودند، بیرون آوردند. آنها در حال تقسیم وسایل سرقتی بودند که پلیس وارد عمل شد و دو متهم را بازداشت کرد.
سارقان مدرسه
پس از انتقال متهمان به اداره پلیس، بررسی پرونده آنها نشان داد سارقان هر کدام چند سابقه سرقت منازل و انباری در پروندهشان ثبت شده است و هر دو چند ماه قبل از زندان آزاد شده و باند سرقت را تشکیل داده و سرقت میکردند.
هرچند متهمان با تناقضگویی قصد فریب مأموران را داشتند، اما بررسی اموال کشف شده حکایت از آن داشت اموال متعلق به مدرسهای است که یک روز قبل هدف دستبرد سارقان قرار گرفته است.
اعتراف به سرقتهای سریالی
متهمان در بازجوییها وقتی با مدارک و شواهد روبهرو شدند به سرقتهای سریالی اعتراف کردند. دو متهم اقرار کردند که با همدستی یکی دیگر از اعضای باند که مرد جوانی به نام بهنام است باند سرقت را تشکیل دادند و سرقت میکردند. در بررسیهای پلیسی مشخص شد آخرین عضو این باند که فراری است شش ماه قبل از زندان آزاد شده و با پیوستن به دو دوست خلافکارش باند سرقت از انباریهای منازل و مدارس را تشکیل میدهد. آنها در این مدت به چند انباری و چند مدرسه دستبرد میزنند تا اینکه دو نفر از اعضای باند پس از آخرین سرقت، اموال سرقتی را داخل پارکی مخفی میکنند و یک روز بعد حین تقسیم اموال بازداشت میشوند. با اعتراف متهمان، مأموران آخرین عضو باند را تحت تعقیب قرار دادند و چند روز قبل بهنام را در مخفیگاهش شناسایی و دستگیر کردند.
متهم صبح دیروز برای بازجویی به دادسرای ویژه سرقت منتقل شد. او پس از اعتراف به سرقت از مدرسه به دستور قاضی خاکزاد، بازپرس شعبه دهم برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت.
گفتوگو با متهم/ خانوادهام مقصرند
بهنام ۲۹ سال سن دارد و چند سال قبل وارد جرگه خلافکاران شده و الان هم سارق سابقهداری است. او میگوید دوست داشتم ورزشکار شوم، اما مشکلاتی که خانوادهام گرفتار آن بودند، باعث شد آرزوهایم بر باد برود و خلافکار بشوم.
بهنام چه شد که سارق شدی؟
نمیدانم شاید در زندگی بدشانسی آوردم. البته خودم، خانوادهام را مقصر میدانم.
چرا تقصیر خودت را به گردن خانوادهات میاندازی؟
جرم سرقتی که الان مرتکب شدهام را به گردن خانوادهام نمیاندازم، چون خودم با آگاهی سرقت کردم و جورش هم میکشم، اما آنها سرنوشت مرا اینگونه رقم زدند و پدر و مادرم را مقصر میدانم، وگرنه من الان باید مثل دوستانم زندگی خوبی داشتم.
آنها چه تقصیری دارند؟
پدرم وضع مالی خوبی داشت، اما ناگهان رفتارش تغییر و با مادرم اختلاف پیدا کرد. من کودکی بیش نبودم که شاهد درگیریهای او و مادرم بودم. اختلافات و درگیریهای آنها ادامه داشت و بعد از مدتی هم پدرم ما را تنها گذاشت. هرازگاهی او را میدیدم، اما کمک مالی زیادی به ما نمیکرد و من و مادرم به سختی زندگی میکردیم. دوست داشتم ورزشکار شوم، اما پدرم کمکم نکرد و عقده همه وجودم را گرفت. وقتی به دوران نوجوانی رسیدم عاشق شدم، اما باز هم پدرم توجهی به من نکرد. میخواستم از پدرم انتقام بگیرم، بنابراین با دوستان ناباب نشست و برخاست کردم، اما نفهمیدم از خودم انتقام میگیرم. معتاد شدم و سرآغاز بدبختیها و گرفتاریهایم شروع شد.
به خاطر اعتیاد سرقت میکردی؟
بله، وقتی معتاد شدم چارهای نداشتم جز سرقت. بههرحال برای تهیه مواد به پول نیاز داشتم و کاری از دستم بر نمیآمد.
چند بار سابقه سرقت داری؟
دو بار. ابتدا سرقت انباری میکردم و چند سال قبل بازداشت شدم و به زندان افتادم. تا همین چند ماه قبل زندان بودم و وقتی آزاد شدم، مادرم خیلی تلاش کرد به زندگی عادی برگردم، اما دوباره اعتیادم را شروع کردم و اینبار با دو دوستم باند سرقت تشکیل دادیم.
از کجا سرقت میکردید؟
سرقت انباریهای منازل و این اواخر هم از یک مدرسه سرقت کردیم که شناسایی و بازداشت شدیم.
چه چیزی سرقت کردید؟
یکی از اعضای باند گفت مدرسهای را شناسایی کرده که مدتی است کسی به داخل آن رفت و آمد نمیکند. شب دو همدستم وارد مدرسه شدند و من کشیک میدادم که با تعدادی وسایل مثل کپسول آتشنشانی، کامپیوتر، دوربین، گوشی و مقداری وسایل دیگر از مدرسه بیرون آمدند. اموال سرقتی را داخل پارکی مخفی کردیم که روز بعد دو همدستم حین برداشتن وسایل شناسایی و بازداشت شدند.
حرف آخر؟
پشیمان هستم.ای کاش خانوادهام افراد دیگری بودند و من شاید الان سرنوشت دیگری داشتم. بچهها مجرم و سارق به دنیا نمیآیند و خانوادهها نقش زیادی در سرنوشت آنها دارند.